این و این یه نموره از اون همه مهای بود که روز اول فضا رو حسابی رمانتیک کرده بود .
اینم نمای آفتابی روز آخر پشت ویلا بود.
سفرهای دستهجمعی علاوه بر تفریح، دو سه تا تجربه خیلی ناب برای من داشته که هر بار بیش از قبل بهم کمک میکنه. اولاً که به شخصه آدم فوقالعاده سختی بودهام یعنی با هر کسی و هر جایی نمیتونستم برم و دوستام کاملاً محدود و سفرهام فقط با اونا بوده و بس. اما بعد از تجربه این مدل سفرها هرباری که شخص جدیدی بهمون اضافه میشه، نه تنها اذیت نمیشم بلکه سعی میکنم خودمو محک بزنم که چقدر ارتباطم قوی شده و با تیپهای مختلف سازگاری داره. تأثیرپذیری یکی از دردسرهای من بوده و هست اینکه اگه یکی اول صبحی حالش بد باشه و از دنده چپ پا شده باشه، منم تحت تأثیر قرار میگرفتم و خیلی وقتا طرف حالش خوب میشد اما من وِلکن نبودم :) درطی این سفرها کمکم یاد گرفتم که اگر بخوام بهترین لذت رو از لحظاتم ببرم، باید هم به خودم و هم آدمای اطرافم فرصت بدم. اگه یکی حالش خوب نیست ازش احوالپرسی میکنم و اگر تمایلی به دلجویی و یا همراهی نداشت، به حال خودش وا میذارمش تا به مود خوبش برگرده حتی اگر این بازگشت تا آخرین روزی که با هم هستیم طول بکشه.و یا اگر خودم به هر دلیلی میزون نباشم، سعی میکنم حال بدم رو به دیگران منتقل نکنم و گاه با اعلام اینکه «من امروز خوب نیستم» این حق رو به اطرافیانم میدم تا از اوضاع مطلع بشن و چنانچه با بدخلقی من روبرو شدن شوکه نشن .
تجربه ناب دیگه یادگیری مهارتها و تجربیات دیگرانه . شاید به حرف کمی کلیشهای بنظر بیاد ولی توی جمع بودن برای دو سه روز و در عین حال مصاحبت و همزیستی با دیگران باعث میشه آدم امکان بهرهگرفتن از آموختهها و دانش رایگان رو در اختیار داشته باشه. برای امثال منی که همیشه خودم رو تو هر مقولهای ارشد میدونستم، این مسئله تغییر بزرگیه. من یاد میگیرم که اونچه دارم رو با دیگران به مشارکت بذارم و درعین حال چشم و گوشم رو باز نگه دارم تا دریافت کنم. تأثیر این بهرهمندی بخصوص در مدیتیشن خیلی جالبه. مدیتیشنهای گروهی و احساس آرامش دسته جمعی بعد از اون جزو مواردیه که با استفاده از ذهن قوی دیگری تو هم به خلسه راه پیدا میکنی و لذت پرواز روح رو به جاهای ناشناخته حس میکنی. من هر بار به خودم قول میدم که بعد از سفر هم به مدیتیشنم ادامه بدم ولی بعد از اون تجربههای گروهی که از انرژی دیگران برای تریپ استفاده میکنم و ناکامیام در تلاش شخصی، تنبلی به سراغم میآد و هربار هم این پروسه تکرار میشه ...
امیدوارم برای همه اونایی دوست دارن، تجربه سفرهای خوبی در پیش باشه و همگی بتونیم از با دیگران بودن، لذت ببریم.
مخاطب خاص : نمیدونم این حس به چی برمیگرده ولی بدجوری داری توی خواب و رؤیاهام رژه میری، خبر داری ؟ صدالبته من از دیدنت بی دردسر کلی هم لذت میبرم.
پن: تصمیمم این شده که تا سه ماه به خودم فرصت بارداری بدم و اگه نشد، برم برای جراحی :) اینم برای مخاطب خاص دیگر (دکی پدی)
غرنوشت : چرا اینقدر اوضاع اینترنت و فیلترینگ خرابه باز ؟ عصبانیام میکنه.


